تبليغاتX
سوگند من
سوگند من
عشقی که می ماند......
تقدیم به عزیزترینم.....

باز دو تا چشم منتظر خيره شدن به آسمون
دنبال اون ستاره كه بدون نام ِ و نشون

پيش غم تنهاييام ستاره ها چقدر كم اند
از سر دلخوشی دارن به همه چشمك ميزنند

غافل از اينكه اين پايين قلبی اسير ماتمه
حسرت و غصه های اون قدر تموم عالمه

شيشه صبروحوصله اش شكسته با سنگ عذاب
روزای شاد و رنگيش هم يه سر شده تاروخراب

ديگه نمونده دلخوشی واسه دل اسير غم
مهم اسير بودنشه فرق نداره زياد يا كم

خدا فكر ميكنی نبودنت كم درديه نه به
تحملش سخته واسم تحمل جداييها

من نمی دونم كه آسمون ابريه يا دو چشم
نميذارن ببينمت ستاره قشنگ من

مياد حالام نه آرومه دلم نه خواب به چشمونم
ميخواد دلم داره داد ميزنه ميگه فقط تورو

برداره چی بش بگم آروم بشه دست از سر من
چی ميشه گفت به قلبی كه برای تو بی قراره؟؟

باز هم تا نزديك سحر ستاره ها رو ميشمرم
ميسپرم تو آخرين ستاره ای كه دل به عشقش

ميخوام يه چيزی رو بگم دلم ميخواد خوب بدونی
دنيا م اگه تموم بشه بازم تو قلبم می مونی

|+| نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و یکم آبان 1384 ساعت 20:9 |

سلام

من برگشتم و همه ی مطالب قبلی رو پاک کردم......

این وبلاگ رو تقدیم میکنم به کسی که از تمام دنیا بیشتر دوسش دارم

دوست دارم سوگند............

 

 

|+| نوشته شده توسط مهدی در جمعه سیزدهم آبان 1384 ساعت 20:21 |