![]() من و سوگند تو نت با هم آشنا شدیم....هنوزم فکر می کنین عشقی که تو نت به وجود میاد پایدار نیست؟.....
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
شهریور 1386
تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 جستجو
پیوندها
ساغر
طپش کور شوهر(سابق)خورشید خانوم شکلات فرانسوی دارالمجانین مهشید شکیبا در برابر خدا منو تو..... در برابر خدا خیالات دانلود آهنگ و آموزش هک هوانوردی پریشان روزگارم تا کی و تا چند مهسا سبزی فروش عاشق گریه های هر شب من جاودان باشی عزیزم نگار نامه.... در برابر خدا میخوام برم.... تو مست دلدادگی، من یک نجیب ساده زندان زمان دو عاشق اینترنتی بالکن عاشقی در خون خود غلطیدن است آتش تن من حدیث دل مسیح آریائی هدایت :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سوگند من
عشقی که می ماند...... روزاشنائی
در صبح آشنایی شیرین مان، ترا
گفتم که : مرد عشق نئی! ، باورت نبود در این غروب تلخ جدایی ، هنوز هم می خواهمت چو روز نخستین ، ولی چه سود ؟
می خواستی ، بخاطر سوگندهای خویش در بزم عشق ، بر سر من ، جام نشکنی، می خواستی ، به پاس صفای سرشک من، اینگونه دل شکسته ، بخاکم نیفکنی،
پنداشتی که ، کوره سوزان عشق من دور از نگاه گرم تو ،خاموش میشود؟ پنداشتی که یاد تو ، این یاد دلنواز در تنگنای سینه ، فراموش میشود ؟
تو ، رفته ای که بی من ، تنها سفر کنی من مانده ام که بی تو ، شب ها سحر کنم تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی من مانده ام که عشق ترا ، تاج سرکنم .
روزی که پیک مرگ ، مرا میبرد به گور من ، شبچراغ عشق تو را نیز می برم . عشق تو ، نور عشق تو ، عشق بزرگ تست خورشید جاودانی دنیای دیگرم !
|+| نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 0:7
|