![]() من و سوگند تو نت با هم آشنا شدیم....هنوزم فکر می کنین عشقی که تو نت به وجود میاد پایدار نیست؟.....
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
شهریور 1386
تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 جستجو
پیوندها
ساغر
طپش کور شوهر(سابق)خورشید خانوم شکلات فرانسوی دارالمجانین مهشید شکیبا در برابر خدا منو تو..... در برابر خدا خیالات دانلود آهنگ و آموزش هک هوانوردی پریشان روزگارم تا کی و تا چند مهسا سبزی فروش عاشق گریه های هر شب من جاودان باشی عزیزم نگار نامه.... در برابر خدا میخوام برم.... تو مست دلدادگی، من یک نجیب ساده زندان زمان دو عاشق اینترنتی بالکن عاشقی در خون خود غلطیدن است آتش تن من حدیث دل مسیح آریائی هدایت :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سوگند من
عشقی که می ماند...... همسر
تو مثل يك كبوتري . وقتي مي ري,مي كنم جون تا كه بر گردي پيشم . مثل گنجشكاي نازي كه رو درختاي حيات جيك جيك ميكنن. مثل آب رود خونه, صافي وپاك, عاشق وساده وخوب. مثل گلبرگاي ياس ,خوشبو وخوب. مثل سرو ناز,افتاده ونجيب . مثل دست فرشته ها ,مهربوني ولطيف. مثل روح عاشقا,بزرگ وبي انتها. مثل بيد مجنون مي موني,سبز وصبور. مثل يه كتاب خوب ,پر حرفي پر عشق. توي دشت بي انتها, مثل سايه بوني رو سر مسافرا . تو مثل دست نوازش ,نرمي و لطيف . تو مثل شقايقا, پر از عشقي وسرخ. تو مثل نسيم صبح,پاكي وتميز . تو مثل قصه من ,پراز حكايتي. پر از عشقم وقتي صدام ميكني. پر از ترانه ميشم ,وقتي نگاهم ميكني. نمي دوني كه چطور ,توي آ هنگ صدات منو آبم ميكني وقتي با يه دنيا عشق اسمم و بر لب مي آري.. |+| نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه نوزدهم دی 1385 ساعت 20:21
|